مقدمه:


وقتی صحبت ازنفوذپذیری به میان می آید منظور این است که سازمانها از نظر اطلاعاتی تا چه حد نفوذپزیرند و این موضوع متفاوت از بحث شفافیت است گاهی ماهیت بعضی ازفعالیت ها ایجاب می کند که اطلاعات به بیرون از سازمان درزنکند.


چطور یک سازمان نفوذ پذیر می شود؟


زمانی یک سازمان به مرحله ی نفوذ پذیری می رسد که اطلاعات وصحبتهای داخل سازمان به بیرون راه پیداکند هر چند ممکن است درابتدا  این موضوع قابل اهمیت نباشد اما رفته رفته گسترده ومهم می شود تا جایی که از کل سازمان و مجموعه اطلاعات حیاتی بیرون می رود.


 


مکانیسم های کنترلی


خیلی از شرکت ها و سازمان ها مکانیسم های کنترلی تدارک می بینند که اطلاعات به بیرون از محدوده ی سازمانی درز نکند یکی ازاین مکانیسم ها توجیه و آموزش پرسنل یک سازمان است که اگر اطلاعات محرمانه فاش شود به سازمان و ساختار آن لطمه وارد می شود و یا مکانیسم دیگر تضمین های مالی برای متعهد شدن کارکنان است.


در واقع هر مقدارفیلترها(مکانیسم ها) ی بیشتری اعمال کنیم باز نمی توان مطمئن شد که نفوذ پذیری را به حداقل رسانده ایم مگر در شرایطی که کارکنان با انگیزه،مطلع و هوشیار باشند.


نفوذ پذیری همیشه ارادی نیست و گاهی ناخواسته رخ می دهد،به عنوان مثال هنگامی که شرکت کنان چند ماه قبل ازآمدن محصول جدیدش به بازار،اطلاعات این محصول به صورت ناگهانی در قسمتی از سایت قرار گرفت که همه به آن دسترسی داشتند.


گاهی ما نفوذ پذیری خود خواسته داریم که به شکلی به بحث شفافیت نزدیک می شود به طور مثال زمانی که یکی از کارکنان شرکت اپل محصول جدید این شرکت را تعمدا در رستوران جا گذاشت. هدف از این کار این بود قبل ازاینکه محصول جدید وارد بازار شود اشتیاق و حدث و گمان مخاطبان را راجع به محصول جدید ارزیابی کند.


شفافیت پنهان ونفوذ پذیری خودخواسته تا حدودی به یکدیگر شباهت دارند بااین تفاوت که در مورد دوم هدف به شکلی گمراه کردن مخاطب است تا اطلاعات منتشر و باور شود.


 نتیجه:


در گذشته هیچ یک ازاین کارها بااین سرعت امکان پذیر نبود که این امر هم به سازمان ها قدرت می دهد و هم آنها را آسیب پذیرتر می کند.در اینجا نقش و توانمندی کارکنان و پرسنل آگاه ، هوشیار و باانگیزه در مدیریت و همدل کردن تکنولوژی ها در راستای اهداف سازمان بیشتر می شود.


نفوذپذیری خواسته و ناخواسته


 


نشت اطلاعات به بیرون همیشه با قصد و نیت قبلی نبوده و نفوذ پذیری همیشه ارادی نیست و گاهی ناخواسته رخ می دهد، به عنوان مثال هنگامی که شرکت canon چند ماه قبل ازآمدن محصول جدیدش به بازار، اطلاعات این محصول به صورت ناگهانی در قسمتی از سایت قرار گرفت که همه به آن دسترسی داشتند.


هم چنین، در سال 2008 یک گروه موسیقی به نامyou too قبل از اینکه آلبوم خود را منتشر کنند آهنگ های آنان پخش شد. در طی سفری که به فرانسه داشتند و در حال تمرین بودند به دلیل باز بودن پنجره ی اتاق، افراد دیگر توانستند آهنگ های آنان را ضبط کرده و انتشار دهند.


 


گاهی اوقات نوعی نفوذپذیری داریم که به آن خود خواسته می گویند که به شکلی به بحث شفافیت نزدیک می شود و آن زمانی است که ما خودمان آگاهانه و از روی عمد اطلاعاتی را می گذاریم تا نشت پیدا کند. فایده ی این نفوذپذیری این است که اطلاعاتی که بیرون نشت پیدا می کنند باور پذیر می شوند و تاثیر عمیق تری روی مردم می گذارند. وقتی افراد احساس کنند اطلاعاتی که نباید نشت پیدا می کرده،منتشر شده است درست و کسی دیگر به واقعی بودن ان شک نمی کند که این خود نوعی شفافیت است با تاثیر بیشتر، بدین صورت که قبل از ارایه محصول اطلاعات آن ارایه می شود و در اختیار مردم قرار می گیرد تا تحلیل مردم درباره آن محصول مورد سنجش قرار بگیرد.


شفافیت پنهان ونفوذ پذیری خودخواسته تا حدودی به یکدیگر شباهت دارند بااین تفاوت که در مورد دوم هدف به شکلی گمراه کردن مخاطب است تا اطلاعات منتشر و باور شود.


به طور مثال در سال 2010 شرکت apple قصد داشت تا iphone 4 را ارایه کند اما قبل از اینکه محصول به بیرون انتقال پیدا کند، خود محصول توسط یکی از کارکنان شرکت، جایی در یک رستوران جا گذاشته شد، سپس سایتی که اخبار محصولات apple را دنبال می کند آن گوشی را خرید و عکس های آن را در فضای مجازی منتشر کرد و apple توانست از این طریق از ویژگی های محصول خود مطمئن شود و عکس العمل بازار را قبل از پخش محصول بسنجد.


در گذشته هیچ یک ازاین کارها با این سرعت امکان پذیر نبود که این امر هم به سازمان ها قدرت می دهد و هم آنها را آسیب پذیرتر می کند.


نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.